|
|
||||||||
|
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||
|
16/10/86
روايتي از جلسه سخنراني آقاي اعلمي در زنجان
براي عصر روز پنجشنبه مورخ 8/9/86 با تبليغات وسيع در سطح شهر از مردم زنجان خواسته شده بود كه در جلسه سخنراني شركت نمايند، بر خلاف ادعاي نشريه بهار زنجان مبني بر ادامه سلسله نشستهاي اصلاح طلبان، در دعوتنامه مزبور هيچ نشاني از خط و گرايش سياسي نبود، اينجانب ضمن تأكيد بر اغراقآميز بودن بيان تعداد حضار، حضور طيفهاي مختلف از مخالفين سرسخت اصلاح طلبان، منتقدان اصلاحات، گرايشهايي غير از دو جناح مطرح كشور، اصلاح طلبان از طيفهاي مختلف را شاهد بودم، حتي آقاي اعلمي در پاسخنامه خود به حضور طيفهاي مختلف اعتراف مينمايند، اين سخنراني حساسيتهاي زيادي را در جامعه دامن زد، ضمن تقدير فراوان از اين حساسيتها كه رمز بقاء انديشههاي ديني در جامعه بوده،توصيه اينجانب اين است بر خلاف آقاي اعلمي كه بارها و بارها در سخنراني مزبور از جاده اعتدال و انصاف خارج شدند، در اين موضوع نيز منتقدين از جاده انصاف، اعتدال خارج نشوند. يكي از شاخصههاي اصلي اصولگرايي برخورداري از اخلاق والاي اسلامي است، اينجانب ضمن انتقاد جدي به گفتار و كردار آقاي اعلمي، نامبرده را در سطحي نديدم كه درصدد دهن كجي به مقدسات باشند، حال با اين پيشنهاد راقم اين سطور به بررسي موضوع ميپردازد: 1. مديريت جلسه بسيار ضعيف بوده، اين مديريت ضعيف به ويژه در انتخاب مكان، نحوه اداره پرسش و پاسخ و... نمايان بود. 2. نشريه بهار زنجان عليرغم اينكه در نشريه 15 آذر خود اعلام نموده كه متن كامل اظهارات آقاي اعلمي را آورده، ولي اين ادعا درست نبوده ونشريه مزبور با سانسور به نفع جريان خود مطالب را آورده كه در صورت اصرار بر اين ادعا موارد تقديم خواهد شد. 3. آقاي اعلمي بر خلاف ادعاهاي خود در زمينه آزادي، آزادگي، دموكراسي يا نقد و... با يك روحيه قلدرمآبانه با حضار برخورد داشتند به عنوان مثال كسي در مجلس نميتواند به من زور بگويد شما... اين كه در مقابل اظهارات يكي از حاضران كه نظرات ايشان را در رابطه با تحليل ايشان از اوضاع به ويژه نتايج سياستهاي خارجي قبول نداشت، به صراحت بيان نمودند كه خط فكري من مشخص بوده جاي اين مطالب اينجا نيست. (به اين مضمون) شايد ايشان فكر ميكردند عدهاي هم فكر در جلسه حضور دارند، به نظر ميرسد مجري محترم جلسه با القاء اين موضوع كه جلسه، نشست اصلاح طلبان ميباشد آقاي اعلمي را به اشتباه انداختهاند كه بعداً در پاسخنامه ايشان اين ديد اصلاح شده است. 4. آقاي اعلمي دولت را متهم به اعمال سياستهاي پوپوليستي نموده، و به طور ضمني خود را ادامه دهنده راه قديسان صدر اسلام دانسته، و با اتهام برخورد منافقانه مسئولان، خواستهاند صادقانه مطالبي بيان نمايند و با خوشبينانه قلمداد كردن تحليلهاي آقاي دكتر احمدينژاد تحليلهاي پوپوليستي، بدبينانه، بعضاً كينه توزانه خود را ارائه نمودند. 5. آقاي اعلمي به عنوان نماينده مردم و عضو كميسيون امنيت ملي متأسفانه با تحليلهاي نادرست و تكيه بر آمار مؤسسات نظرسنجي غيرمعتبر ترس و تسليم را در مردم تزريق نموده و ضمن عدم ارائه دستاوردهاي مهم كشور عزيزمان در زمينه انرژي هستهاي كه با پايمردي رهبري،دولت و مردم حاصل گرديد، با تحليلهاي موهوم و خيالي چنين القاء مينمايند كه با وضعيتي كه حزب جمهوري خواه و بوش دارد، شكست بوش پس از حمله نظامي به ايران را تازه تثبيت وضع موجود او دانستهاند، در حقيقت از مطالب ايشان چنين استنتاج ميگردد كه در صورت شكست نظامي در حمله به ايران و دستياران جنگ طلبش چيزي براي باختن ندارند!! برداشت عقلا، فرهيختگان از اين مطالب آقاي اعلمي چه ميتواند باشد، قضاوت را به خوانندگان عزيز واگذار ميكنم. ايشان ضمن بيان تأييدگونه فرمايش مقام معظم رهبري كه اگر در مقابل آمريكا كوتاه بياييم دست از سرما نميكشد، در تناقضي آشكار تحليل ديگري ارائه ميدهند. 6. آقاي اعلمي با تكيه بر بعضي بيانات آقاي دكتر احمدينژاد از جمله در مورد اسرائيل از اين جواب طفره رفتهاند كه عليرغم سياستهاي نرم آقاي خاتمي، چرا عبارت محور شرارت (كه مناسب خودشان ميباشد) در زمان دولت آقاي خاتمي اطلاق گرديد،در ثاني خودشان ضمن تأكيد بر بيان مطالب صادقانه!!! و تأييد نامشروع بودن رژيم اسرائيل چرا تحليل نميفرمايند اگر مطالبي هم رئيس جمهور محترم در اوايل بيان نموده باشند، بعد از آن بارها و بارها بر اعمال دموكراسي مبني بر هر فلسطيني اصيل داراي يك رأي در مسئله فلسطين تأكيد نمودهاند، اگر غربيها حسن نيت داشتند چرا اين پيشنهاد را به عنوان نظر آقاي احمدينژاد قلمداد نميكنند، شايد سنگيني سئوال منطقي ايشان در مورد هولوكاست و طرح اين موضوع كه اگر اروپاييها به يهوديان ظلم نمودهاند چرا تاوان آن متوجه ملت مظلوم فلسطين گرديده؟!!! مدتي است كه آنها را عصباني نموده باشد. 7. آقاي اعلمي، سفرهاي استاني هيأت دولت كاملا منفي و بدون هيچگونه نتيجه مثبتي قلمداد نمودهاند، آيا واقعا اين طوري است كه ميفرمايند، اين تحرك استانها، حل بسياري از مشكلات از قبل اين سفرها و... را چگونه ارزيابي ميكنند، آيا اين است ديدگاه واقع بينانه و صادقانه؟!! جا دارد به جاي اين بدبيني نسبت به سفرهاي استاني سعي در محقق شدن مصوبات به ويژه براي شهرستان تبريز بنمايند. 8. ايشان اعلام مينمايند كه اي كاش آقاي احمدي نژاد يك صدم آن مدينه فاضلهاي كه در ذهن من بود را محقق ميكردند، كاش آقاي اعلمي مدينه فاضله خود را بيان مينمودند تا معلوم ميشد كه آيا دولت نهم حتي توانسته يك صدم آن را تحقق ببخشد!! 9. ايشان مدعي هستند كه بيشترين انتقادها را به دولت آقاي خاتمي داشتند،اين كه آقاي اعلمي در مواردي كه نيات آن بر اينجانب پوشيده است، با روشهاي تند و غيرمنطقي تنشهايي با بعضي دولتمردان داشتند، و گاها در راستاي احقاق و حقوق ملت گام برميداشتند كه جاي تشكر دارد، ولي اينجانب وجدان ايشان را به قضاوت ميطلبم كه در بيشتر ناهنجاريهاي به وجود آمده در آن دوره آقاي اعلمي سكوت ميكردند، البته بي انصافي است كه بعضي پيگيريها و افشاء مفاسد توسط ايشان را در آن دوره ناديده بگيريم و متشكر از ايشان نباشيم. 10. آقاي اعلمي به مجلس آوردن رئيس جمهور تأكيد دارند، البته اين يكي از حقوق نمايندگي است، اعلام نمودهاند كه سئوالات 16گانه مطرح شده ايشان را حتي نمايندگان جريان اصولگرا نتوانستند خدشهاي وارد نمايند، اينجانب ضمن ترديد در اين موضوع از ايشان ميپرسم، پس چرا نتوانستهاند با وجود حضور فراگير اقليت، نمايندگان مستقل و... امضاء 75 نماينده را جلب نمايند؟!! 11. آقاي اعلمي ضمن تقليل جرائم احتمالي شهرداران دهه 70 اتهام 350 ميليارد توماني رامطرح مينمايند كه با توجه به درستكاري آقاي دكتر احمدينژاد بيانات ايشان باترديد كامل مواجه ميشود. 12. در خصوص مطرح نمودن موضوع جنجالي، گرچه در نامه بعد از سخنراني خود تا حدود زيادي توضيح دادهاند ولي اين سئوال از ايشان وجود دارد در تحليلهاي سياسي چرا شخصيتهايي كه سمبل آزادگي، جوانمردي، قداست، عدالت،انصاف، مروت، ايثار و... براي مردم عزيز بودهاند، در موضوعات كوچك مطرح ميگردد، تحليل ايشان را بنده در مقابله با دولت فرضي حضرت امام حسين (ع) نه خطاي نابخشودني و قصد عمد در توهين به آن وجود نازنين و مقدس كه درجه ايثار، فداكاري، شجاعت، ايمان به خداوند، دفاع از حقوق مردم او ميليونها نفر را شيفته و عاشق نموده است بلكه كج سليقگي و خود بزرگبيني ايشان ميدانم، بهتر بود آقاي اعلمي مطرح ميكردند كه با درسي كه از مكتب حضرت امام حسين آموختهايم از حقوق مردم دفاع خواهم كرد. باز هم تأكيد مينمايم چنين به نظر نرسيد كه قصد بيحرمتي به آن ذات مقدس داشته باشند. 13. البته با توجه به ايثارگري ايشان كه جاي تقدير دارد، ولي بايد گفت جايگاه و احترام ايشان به دليل حاكميت نظام مقدس جمهوري اسلامي و ناشي از احترامي كه مسئولان به جانبازان و ايثارگران دارند، ميباشد، نامبرده از نظر علمي و ساير مشخصات در جايگاهي نبودهاند كه كسب اين موقعيت را به آن منتسب نماييم، پس ضمن توصيه به كاستن غرور، رعايت اخلاق اسلامي را انشاءا... ملاك قرار خواهند داد. اين نظام مقدس در خط قرمزها با كسي تعارف ندارد. 14. آقاي اعلمي ضمن ارائه پاسخ نامهاي، توضيحاتي در مورد مطالبشان در خصوص حضرت امام حسين (ع) دادهاند كه حاكي از عدم سوء نيت در بيان مطالب در جلسه مزبور ميباشد، برداشت بنده هم پس از جلسه همين بوده ولي متأسفانه اين را ميتوان يك فحش نامه قلمداد نمود كه در شأن ايشان به عنوان نماينده مردم عزيز و بزرگ تبريز نميباشد، در سرلوحه نامه خود آيهاي از قرآن كريم با مضموني شامل عدم يقين در مواردي كه علمي وجود ندارد آوردهاند، ولي آن همه اتهام از جمله دفاع از منافع نامشروع، ناجوانمردانهترين روشها، لغويات، مشتي انتساب كلماتي به مخالفان خود از قبيل رجاله و دين به دنيا فروش و رياكار، خزعبلات، عوام فريبي، استفاده ابزاري از مقدسات، دين و وجدان نداشته، خوش رقصي، وقاحت، رذالت، خباثت، دئانت و... (آقاي اعلمي همه موارد فوق را در توصيف مخالفان فرمودهاند؟!!) چه تناسبي با آيه فوق الذكر و با آيه بعدي (اگر با جاهلان... سلام....) دارد پيشنهاد اينجانب اين است كه در گفتار و كردار خود تجديد نظري بفرمايند، تا آنجايي كه به مطبوعات از جمله كيهان وايران مراجعه ننموده مطلب آقاي اعلمي را تحريف نموده و عين مطلب ايشان را آورده بودند و بعد تحليلهاي خود را بيان نمودهاند آيا شيوه آقاي اعلمي از اين هم غليظتر نميباشد!! 15. ايشان خود را سربازي از سربازان ولايت اهل بيت عصمت و طهارت ميدانند كه جاي تقدير دارد، همچنين مطالبي از امام (ره) معمار كبير انقلاب اسلامي و رهبر فرزانه انقلاب ذكر كردهاند كه اميد است در چارچوب قانون اساسي و سياستهاي كلي مقام معظم رهبري به دفاع از حقوق مردم در چارچوب قانون اساسي بدون حب و بعض بپردازند. 16. آقاي اعلمي مطالبي در خصوص مديريت امام علي (ع) با مصاديقي از جمله برخورد با شريح بن حارث، اشعث ابن قيس عثمان بن حنيف انصاري و... آوردهاند، آيا رهبري كه با شرايط و محدوديتها ارتباطي حدود 1400 سال قبل چنين نظارتي را اعمال فرمودهاند و با افراد خاطي چنان برخوردهاي تندي نمودهاند، يا فرزند بزرگوار و شجاع آن عزيز كه همه چيز خود را براي اداي فريضه امر به معروف و نهي از منكر و دفاع از حقوق مردم در طبق اخلاص گذاشتهاند آقاي اعلمي و امثال وي در صورت حضور فرضي دولت آن بزرگواران خبر عاشقانه در خدمت ايشان بودن، رسالتي براي خود قائل ميشوند؟!!
|
||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|